۵۱۱۷
چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰
تعداد بازدید: ۳۳
در تاریخ دفاع مقدس روزهای بزرگی وجود دارد که در باره هر یک می توان کتاب عظیم و ارزشمند نگاشت . هر چند باز هم حق مطلب ادا نمی شود. روزهای خاطره انگیزی که هر رزمنده ایی در هر محور عملیاتی می تواند ساعت ها از جنبه های مختلف رشادت ها ، ایثار گری ها ، جانبازی ها و ... آن را تعریف و تفسیر کند . بدین منظور به سراغ جانباز 50 درصد قاسمعلی پیر نیکو رفتیم تا یک برگ از دفتر دفاع مقدس را در گفت و گوبا ایشان ورق بزنیم .

برای آغاز صحبت لطفا خودتان را معرفی نمائید ؟

جانباز 50درصد قاسمعلی پیر نیکو فرزندمراد علی متولد 1346 اهل روستای سورک از توابع شهرتان کیار هستم و در حال حاضر در شهر فرخشهر ساکن می باشم.

 

چند ساله بودید که به جبهه های جنگ اعزام شدید؟

18 ساله بودم که به عنوان سرباز به ژاندارمری سابق اعزام شدم. ابتداجهت طی دوره آموزش به مرکز آموزش مالک اشتر اراک اعزام و دوره آموزشی را درمدت سه ماه طی کردم. پس از آموزش به استان لرستان اعزام شدم و یک سال در شهر خرم آباد خدمت کردم.

 در سال 1365 به منطقه عملیاتی کردستان لشکر 38 گردان 204 اعزام شدم و ادامه خدمت را در آنجا گذراندم.

 

چه مدت  و در چه مناطق عملیاتی از جبهه ها حضور داشتید؟ 

حدود شش ماه درکردستان و در منطقه سراوان پایگاه نگل خدمت نمودم.

 

در همان منطقه به درجه جانبازی نائل آمدید؟

بله در 11 فروردین 1366 در حال عزیمت به ماموریت و ایجاد کمین بودیم که روی مین رفتم و و در اثر انفجار مین پای چپم از ناحیه زیر زانو قطع شد و دست راستم نیز از قسمت ساعد و مچ ترکش خورد و بر اثر موج انفجار پرده گوش چپم پاره شد و دچار کم شنوایی شدم.

 به محض اینکه مجروح شدم به بیمارستان ژاندار مری شماره 1تهران اعزام و با توجه به جراحت بالایی که داشتم 11 ماه در بیمارستان بستری شدم. وضعیتم در کمیسوین پزشکی مطرح و بازنشسته شده و برایم حقوق در نظر گرفتند.

 

خاطره ایی از جبهه  های جنگ برایمان بگویید ؟  

 قبل از اینکه مجروح شوم یک روز  در حال عزیمت به ماموریت بودیم برای ایجاد کمین، که یک درجه دار به نام بیرانوند همین که برای سنگر گرفتن روی زمین خیز زد با مین تلویزیونی بر خورد و چندین متر به هوا پرتاب شد و فقط پاهای وی سالم ماند بقیه بدنش متلاشی و تکه  تکه شد .که همگی بسیار متاثر شدیم روحش شاد و یادش گرامی باد.

یک خاطره دیگر اینکه یک روز تعداد 38 نفر به همراه فرمانده به کمین رفتیم و در محاصره دشمن قرار گرفتیم و نزدیک بود محاصره تنگ تر و به خطر بیفتیم که فرمانده ما با تیز هوشی و روحیه خوبی که داشت و همچنین شناخت خوبی که از منطقه عملیاتی کردستان داشت به طرز معجزه آسایی مارا از محاصره خارج و نجات داد .و این خاطره را فراموش نخواهم کرد.

چه درسهایی از جبهه  گرفتید؟

جبهه ها به معنای واقعی صحنه ایثار گری، از خود گذشتگی و شجاعت و فداکاری بود. هر کسی را می دیدم در نهایت توانی که داشت تلاش خود را برای دفاع از وطن و جمهوری اسلامی و حفظ جان همرزمان خود می نمود و بنده نیز از  این روحیات عزیزان رزمنده درس و الگو می گرفتم و افتخار می کنم به این همه جان فشانی و صدافت و یک رنگی و جانفشانی بدون هیچگونه چشم داشتی.  ولی افسوس و صد افسوس که بعضی ها اعم از مسئولین ومردم قدر آن همه تلاش صادقانه و جانفشانی رزمنده گان ندانسته و حتی از خون شهدا هم سوء استفاده کرده و می کنند.

 

هم اکنون به چه کاری مشغول هستید ؟

پس از بهبودی در اوایل بازنشستگی با پای مصنوعی مدتی در کار سیم کشی برق ساختمان فعالیت داشتم ولی الان چون وضعیت پایم خوب نیست و حال مساعدی ندارم کار خاصی انجام نمی دهم.

جانباز 50 درصد قاسمعلی پیر نیکو

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: