۳۹
سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸
تعداد بازدید: ۱۰۸۹
جناب سرهنگ بازنشسته محمدتقی نیک اختر از اعضای بازنشسته و پیشکسوت نیروی­ انتظامی است. ایشان بدلیل داشتن حس والای نوع دوستی و نیکوکاری بر اثر یک انفاق تاثیرگذار وارد حوزه خدمت به سالمندان و معلولین در کهریزک تهران می­شوند. هر چند نامبرده این کار را از زمان خدمت شروع می­کنند لیکن بعد از بازنشستگی همه همت خود را در این امر بکار می­گیرد و منشا اثرات بسیار خوبی در حوزه فعالیت خود می­گردد. بر آن شدیم که مصاحبه ­ای هر چند کوتاه با ایشان داشته باشیم که بنظر خوانندگان محترم می­رسد.

سرهنگ بازنشسته محمدتقی نیک اختر

 

لطفاً ضمن معرفی مختصری از سوابق خود بگویید.

بنده سرهنگ بازنشسته محمد تقی نیک اختر هستم که در سال 1335 در شهرستان قوچان استان خراسان رضوی بدنیا آمدم.از کودکی در کنار اشتغال به تحصیل، مانند سایر هم سن و سالان خود تعطیلات تابستان را نیز به کارهای موقت که اغلب در صنایع دستی و ... بوده مشغول بودم. در سال 1353 از آنجاییکه علاقه زیادی به خدمت به مردم در نیروهای مسلح داشتم در آزمون استخدامی ژاندارمری شرکت و قبول شدم. در مجموع حدود سی و هشت سال خدمت در امور ستادی یگان­های اطلاعات و حفاظتی داشته­ام و فقط در دو سال آخر خدمت در اداره کل قضایی و امور انضباطی معاونت نیروی انسانی ناجا مشغول بخدمت بودم.

 

از چه سالی و چه شد که تصمیم گرفتید وارد حوزه حمایت از معلولان شوید؟

تقریباً از سال 89 یعنی قبل از صدور حکم بازنشستگی و بر اثر یک اتفاق تاثیرگذار وارد این حوزه شدم و علیرغم اشتغال در ناجا مسئولیت یک مجموعه سیصد نفری معلولین و سالمندان را در کهریزک تهران بعهده گرفتم که بصورت نیمه وقت و بیشتر پس از پایان ساعت اداری و تا پاسی از شب طول می­کشید. در این محل خدمات مورد نیاز معلولین و سالمندان ساکن در مجتمع شهید هاشمی نژاد کهریزک را ارائه می­دادم. بلافاصله پس از پایان خدمت، در سال 90 عملاً با تمام، وقت، وارد این حوزه شدم و این در حالی بود که هر سال مجموعه مراکز شش گانه موسسه خیریه و نیکوکاری ریحانه که در سطح تهران پراکنده بود، در شهرک نمونه سازماندهی و مستقر شدند که به دلیل برخورداری از مساحت بیست و چهار هکتاری و سخت افزاری استان و گنجایش حدود یک هزار و پانصد نفر مددجو را دارد.

 

در شهرک نمونه مددجویان ایران، کلاً برای معلولان و سالمندان چه اقداماتی صورت می­گیرد؟

در بزرگترین شهرک نمونه مددجویان ایران حدود ششصد و پنجاه نفر همکار، کلیه خدمات مورد نیاز درمانی – آموزشی – تفریحی و نگهداشت معلولین و سالمندان را ارائه می­کنند. خدماتی از قبیل دندانپزشکی، آزمایشگاه پزشکی، داروخانه تجهیزات پزشکی، مددکاری روانپزشکی و ... ارائه می­شود و البته حضور پررنگ واحدهای پشتیبانی در فضای 24 هکتاری مانند وسایل نقلیه – فروشگاه­ها – کافی شاپ­ها – سالن سینما و آمفی تئاتر پانصد نفره – دو واحد کارگاه خیاطی – رختشویی­هایی که بصورت شبانه­روزی حدود پنج تن لباس و پتو و ملحفه و ... می­شوید و یا آشپزخانه­ای که در مساحت یکهزار متر مربع، غذای دو هزار نفر (که بخش قابل توجهی از آنها در طول روز پنج وعده غذایی دارند) را برابر برنامه تنظیمی هفتگی ارائه می­دهند.

 

آیا در شهرک نمونه مددجویان ایران از بازنشستگان یا معلولان ناجا نیز حضور دارند؟

متاسفانه از زیارت معلولین و سالمندان ناجا محروم هستم هر چند که در سنوات گذشته گروهی از کارکنان بازنشستگان ناجا تشریف آورند و با ذکر اینکه قطعه زمینی در محدوده دانشگاه علوم انتظامی در اختیار گرفته­اند و در نظر دارند برای نگهداشت سالمندان و معلولین واجد شرایط ناجا سازماندهی کنند، صحبت­هایی شد و قرار شد با همکاری و همراهی موسسه، اقداماتی را هم انجام دهند که ظاهراً اتفاق خاصی نیفتاده است در حالیکه بنظر من حفظ حرمت و تکریم نیروهای خدوم ناجا آن هم در این شرایط جسمی و سنی خاص می­بایست، در راس فعالیت­های مرتبط ناجا باشد و ایمان دارم اگر اداره­ای در سازمان ناجا برای شروع کردن و تاسیس مرکز یا محلی برای اسکان و مراقبت معلولین و سالمندان ناجا باشد، اگر هم بودجه­ای نداشته باشند می­توانند از مجموع خیرین امین که اخیراً فعالیتش را در ناجا شروع کرده بخواهند کاری را انجام دهند تا باقیات صالحات باشد برای عقبی خودشان.

چنانچه ناجا و کانون بازنشستگان نتواند و یا بررسی این کار را در اولویت­های برنامه­ای خودش نبینند می­توانند برنامه­ریزی کنند از طریق برقراری ارتباط با هئیت مدیره موسسه خیریه نیکوکاری ریحانه اقدامات پیش نیاز را شروع کنند و با توجه به وجود فضای کافی در شهرک نمونه، بخشی را بصورت اختصاصی به عزیزان معلول و سالمند نیروی انتظامی خادم ملت مسلمان ایران پیش بینی و مدنظر قرار داد.

 

بازنشستگان زیادی هستند که علاقمند به انجام کارهای خیریه دارند. چه پیشنهادی برای این افراد دارید؟

کلیه افرادی که علاقمند به حضور در فعالیت­های نیکوکارانه هستند می­توانند از طریق عضویت در گروه­های مرتبط که با تخصص در رویکردهای کاری که سازماندهی شده­اند از جمله موسسات خیریه وارد این امور شده و پس از هماهنگی لازم، متناسب با توانمندی­ها و تخصص­های آن­ها خدمات مورد نیاز مراکز نگهداری معلولین و سالمندان را ارائه نمایند و از این طریق ضمن ایجاد احساس خوشایند برای خدمات گیرنده، فضیلت و نیکی را نیز برای خود ذخیره نمایند چرا که الاحسان اساس الفضل (احسان و نیکوکاری اساس فضیلت و خوبی است. )

 

با توجه به اینکه سالهاست که وقت خود را در خدمت سپری کردید، نظر خانواده شما در این مورد چیست؟

بنده از زمان حضور در نیروی انتظامی بویژه در بیست ساله اخیر (دهه هفتاد و بعد از آن) واقعاً مدیون خانواده بوده و هستم، چون در زمان اشتغال به خدمت در ناجا نیز روزها (بجز تعطیلی) از ساعت هفت صبح تا پاسی از شب معمولاً در محل کار حضور داشتم و با همان عادت و سیاق کاری قبل، هم اکنون نیز حضور بیشتری در محل کارم دارم به نوعی عشق بکار کردن و صحیح­العمل بودن همیشه اولی بر خانواده بوده، علی­الظاهر همسر و فرزندان نیز این عادت حقیر را پذیرفته­اند. بعضاً دفتر خروجی فعالیتهای بنده را چه در ناجا و چه غیر این مشاهده کرده­اند تشویق کرده­اند که انجام این کار هم برای تو و هم خانواده در نزد خداوند ذخیره­ای است انشاءالله که جبران مافاتی باشد برای کارهایی که می­بایست انجام می­گرفته و کاهلی کرده­ام.

جالب است بدانید بنده حدود یکسال بدون اطلاع­رسانی خانواده، در خدمت معلولین و سالمندان بوده­ام، که پس از اطلاع خانواده از موضوع، اصلاً باورشان نمی­شد که اینکار با روحیه بنده سازگار باشد. وقتی با اصرار آمدند و معلولین و سالمندان را دیدند شروع به تشکر و دعا کردند، کلاّ با چشمانی آغشته به اشک به منزل مراجعه و علاقمند شدند که حسب مورد در کمک­رسانی و انجام کارهای شخصی معلولین به آنها مساعدت نمایند.

یا اینکه مرحوم پدرم پس از اطلاع از حضور بنده در نگهداری سالمندان از صمیم قلب دعاگویی حقیر بودند و بهر مناسبتی که با ایشان صحبتی و مجالستی و هم­نشینی اتفاق می­افتاد و موکداً و خالصانه درخواست داشتند و       می­داند که «محمد جان تا می­توانی حوصله بخرج بده و به خواسته­ها و صحبت­های سالمندان گوش بده و تمام تلاش را برای انجام خواسته­های آنها بکار بگیر که اگر باقیات صالحاتی برایت باشد همین دستگیری از محرومین، معلولین و سالمندانی است که بعضی از آن­ها حتی صدایی برای درخواست حداقل­های نیازهایشان ندارد.»

چه عزتی زیباتر از این است که وقتی یه خواسته سالمند و معلولی توجه می­کنیم او با همه وجودش اعلام رضایت می­کند.

 

چه خاطره و تجاربی در این مجموعه داشته­ید؟

اتفاق افتاده است که در شرایطی فرد معلولی و یا سالمندی که دارای فراموشی (آلزایمر) هم هست خواسته­ای را که نه چندان فوری و ضروری است بسیار با کندی و طمانینه و ... برای شما بیان می­کند آن هم در صورتیکه شما عجله دارید و یا اولویت زمان برای ایستادن و شنیدن صحبت­های گوینده نیست، ولی بخود نهیب می­زنید و توقف می­کنید و پس از شنیدن صحبت­هایش دستور لازم برای انجام کار صادر می­کنید، به شما اطلاع می­دهند که آن کار دیگری که برایش برنامه­ریزی کرده­اید و در حال اعزام برای آن بودید انجام شده و نیازی به حضور فیزیکی شما نیست، باید با خود زمزمه کنید که (خدایا سپاس که همیشه و بخصوص در این قبیل مواقع شاهد و ناظری)

چه عزتی زیباتر از این که فرزندی معلول پس از مدتها، وقتی شما را می­بیند از ته دل با عنوان، بابا شما را صدا کند، و یادآوری کند که من شما را خیلی دوست دارم و خاطرم هست که شما یکسال پیش وقتی مرا دیدید یک شکلات به من دادی پس معلوم است که شما هم مرا دوست داری و ....

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
اخبار استان ها