۵۰۲۱
چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰
تعداد بازدید: ۶۱
در تاریخ دفاع مقدس روزهاي بزرگی وجود دارد که درباره هریک می توان کتابی عظیم و ارزشمند نگاشت، هرچند باز هم حق مطلب ادا نمی شود. روزهاي خاطره انگیزي که هر رزمنده اي در هر محور عملیاتی می تواند ساعت ها از جنبه هاي مختلف رشادت ها، ایثارگري ها، جانبازي ها آن را تعریف و تفسیر کند.

در عملیات پاکسازی نوار  مرزی در سال 1386 به درجه جانبازی رسیدم

 

در تاریخ دفاع مقدس روزهاي بزرگی وجود دارد که درباره هریک می توان کتابی عظیم و ارزشمند نگاشت، هرچند باز هم حق مطلب ادا نمی شود.روزهاي خاطره انگیزي که هر رزمنده اي در هر محور عملیاتی می تواند ساعت ها از جنبه هاي مختلف رشادت ها، ایثارگري ها، جانبازي ها آن را تعریف و تفسیر کند.

بدین منظور به سراغ جانباز سرافراز علی پورعلیزاده رفتیم تا یک برگ دیگر از دفتر دفاع مقدس را در گفت و گو با ایشان ورق بزنیم:

 

براي آغاز صحبت لطفا خودتان را معرفی نمائید؟

سرهنگ بازنشسته ناجا علی پورعلیزاده متولد 1343 اهل و ساکن ارومیه هستم. بنده دریک خانواده مذهبی بدنیا آمدم و مشغول تحصیل در مقطع دبیرستان بودم که انقلاب شروع شد و همگام با احاد مردم انقلابی در تظاهرات و راهپیمایی برعلیه رژیم ظالم شرکت داشتم و پس از پیروزی انقلاب اسلامی و اخذ مدرک دیپلم به لحاظ علاقه وافر به عضویت ژاندارمری (سابق) درآمدم و افتخار خدمت به هموطنان عزیز را داشتم.  

 

چند ساله بودید که به جبهه هاي جنگ اعزام شدید؟

 بنده در سال 1362 و در سن 19 سالگی پس از اخذ دیپلم وارد نیروهای مسلح شده و پس از طی آموزشگاه افسری به صورت داوطلبانه به مناطق عملیاتی شمال غرب کشور اعزام و همگام با رزمندگان در مناطق اذربایجان غربی مشغول به خدمت گردیدم.

 

چه شد که تصمیم گرفتید به جبهه هاي جنگ بروید؟

با توجه به اینکه اشرار مسلح ضدانقلاب و معاندین نظام (کومله –دمکرات – پ.ک.ک ) به عملیات نیروهای رژیم بحث عراق کمک کرده و سعی در برهم زدن امنیت و جلوگیری از اعزام نیرو و تدارکات به جبهه های جنوب را داشتند و این امر با ایجاد تله های انجاری، کاشتن مین و اجرای کمین و....همراه بود لذا با توجه به شناختی که به منطقه داشتم به صورت داوطلبانه به مناطق مرزی استان اعزام گردیدم.

یادم می آید خانواده با توجه به وضعیت امنیتی استان و درگیریهای زیاددر منطقه، خیلی  نگران بودند و اصرار داشتند تا بنحوی به مناطق آرام منتقل شوم ولی من با نگرش به اعتقاداتم و اینکه نظام اسلامی به وجود بنده و امثالم در این برهه نیازمند بوده تا با تلاش شبانه روزی امنیت را به منطقه بازگردانیم و والدینم قانع گردیدند.

 

چند سال در جبهه ها حضور داشتید و در چه مناطق عملیاتی از جبهه حضور داشتید؟

در طول 8 سال دفاع مقدس بنده در مناطق مختلف عملیاتی از جمله فرمانده گروهان عملیاتی و رزمی شهید چمران (سرو)، فرمانده گردان عملیاتی علی ولی اله، جانشین هنگ مرزی ارومیه ، فرمانده هنگ مرزی پیرانشهر، و نهایتا معاون عملیات انتظامی استان آذربایجان غربی مشغول خدمت بودم.

 

چطور شد جانباز شدید، از آن لحظات برایمان بگویید؟

جانبازی بنده به بعد از دوره جنگ در سال 1386 اتفاق افتاد. بنده در حین بازدید و سرکشی از واحدهای مرزی دراثر تله انفجاری کار گذاشته شده توسط ضدانقلاب در نقطه صفر مرزی به همراه تعدادی از سربازانم مجروح و به بیمارستان منتقل و مدتی بستری گردیدم و با توجه به نظرکمیسیون اولیه به 19 درصد جانبازی نائل شدم.

 

خاطره اي از افتخارات خود در دوران خدمت برایمان بگویید؟

خدمت در مناطق جنگی و عملیاتی هر لحظه اش برای یک رزمنده خاطره است. در سال 1385 بعنوان فرمانده هنگ مرزی پیرانشهر معرفی شدم در آن زمان با توجه به وجود اشرار مسلح در منطقه متاسفانه قاچاقچیان با استفاده از فرصت اقدام به قاچاق مشروبات و سلاح مهمات می نمودند لذا طرح انسداد مرز از طریق مرکز ابلاغ و هنگ پیرانشهر بعنوان پایلوت معرفی گردید که با هدایت سردارن قاسم رضائی و حسن کرمی و تلاش شبانه روزی همسنگرانم موفق به انسداد کامل مرز شدیم طوری که این موضوع در تمام استانها مطرح و از مقامات کشوری و استانی از مرز بازدید و مورد تمجید قرار گرفت و برگ زرینی بر افتخارات ناجا افزوده شد.

 

شما چه در دوران دفاع مقدس و چه بعد از آن همواره در مرزهای کشور بودید، چرا خدمت در مرز را پذیرفتید؟

بنظر حقیر جبهه و بعد از آن به طور گسترده تر خدمت در مرز یک دانشگاه عظیمی است که درس ایثار، فداکاری، جانفشانی و کمک به هم نوع، استقامت در زندگی، مقاومت و ایستادگی در مقابل ظلم را به ما می آموزد.

 

هم اکنون به چه کاري مشغول هستید؟

هم اکنون بعنوان خادم و نماینده مجمع کانون بازنشستگان استان اذربایجان غربی در خدمت همسنگران و پیشکسوتان عزیز در استان آذربایجان غربی هستم.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: